روزگاریست در این کوچه گرفتار توام باخبر باش که در حسرت دیدار توام گفته بودی که طبیب دل هر بیماری پس طبیب دل من باش که بیمار توام
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:48 بعد از ظهر  توسط نونا
|
خوشبخت ترین پسر کسیست که اولین عشق یک دختر باشدوخوشبخت ترین دختر کسیست که اخرین عشق یک پسر باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط نونا
|
خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط نونا
|
براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است و قيمت اشک عشق
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط نونا
|
عشق يعني حسرتي دريك نگاه عشق يعني غربتي بي انتها عشق يعني فرصت اما كوتاه عشق يعني مرگ اما بي صدا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:44 بعد از ظهر  توسط نونا
|
نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:43 بعد از ظهر  توسط نونا
|
خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:42 بعد از ظهر  توسط نونا
|
صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط نونا
|
گر دلي دارم بدان در دست توست ..گر تني دارم بدان سر مست توست.. گر دلم را بشکني با دست خود دل نگيرم از تو...چون دل هم ..هم مست توست
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط نونا
|
آسمان را قسمت كردند:.....تكه اي براي بركه.....تكه اي براي رود....تكه اي براي دريا دلم را قسمت كردند:..........تكه اي براي تو....تكه اي براي تو......تكه اي براي تو.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط نونا
|
اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:18 بعد از ظهر  توسط نونا
|
اگر روزي دشمن پيدا کردي بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي،اگر روزي تهديت کردند بدان در برابرت ناتوانند،اگر روزي خيانت ديدي بدان قيمتت بالاست، و اگر روزي ترکت کردند بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط نونا
|
من از عمق رفاقت ها، من از لطف صداقت ها، من از بازی نور در سینه ی بی قلب ظلمت ها نمیترسم! من از حرف جدایی ها، مرگ آشنایی ها، من از میلاد تلخ بی وفایی ها میترسم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط نونا
|
مرا یکدم دل از خوبان جدا نیست ولی صد حیف که خوبان را وفا نیست به خوبان دل سپردن کار سهلی است زخوبان دل بریدن کار ما نیست
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط نونا
|
یه ذره حرف عشقولانه بزنم
وقتی بهت گفتم نمی دونم چی بگم !؟ گفتی از دلتنگی هات بگو آخه تا کی باید بگم که دلتنگی من همه از دوری توست
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط نونا
|
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط نونا